درسته من هنوز چک میکنمش و نتونستم بازهم بیخیال شم اما خوشحالم اونجور که فکر میکردم نیست و اون هنوز کنار کسیه که دوسش داره و حالش خوبه
یه خبر خوندم کرمان تیر اندازی شده و چند نفر کشته شدن
سریع به فاطی پی ام دادم حالشو از اون بپرسم اما هنوز ج نداده ...
فکر کنم اونم ممنوع شده :))
اما مجبور شدم خودم باز چک کنم
خدایا شکرت واسه خوب بودنش و خندیدنش و این عکسهاش
اما بعد از اون خدایا شکرت واسه خودم
درسته مهمترین فرد زندگیم و از دست دادم اما بلاخره دارم به یه جاهایی میرسم واسه خودم
وای که چقد دیروز خوب بود
وقتی با مصطفی بلاخره فهمیدیم داریم موفق میشیم
کلی برنامه ریزی کردیم از الان :))) درسته یکم بلند پروازیه اما اگه تلاش کنیم و کمکمون کنی میتونیم
اینجور که حساب کردیم 2ماه اول نفری 2تومان درمیاریم اما قراره زود گسترشش بدیم
قول دادیم بعد 2ماه که وام اکی شد اول یه خونه مجردی واسه خودمون بگیریم و بعدش شبانه روزی بچسبیم به کار
حتی امروز چندتا خونه هم دیدیم
اینجوری که حساب کردیم از ماه 4ام میتونیم روی نفری 4تومان حساب کنیم و قرار شد با این ماهی 8تومان یه ماشین خوب بخریم و از اون به بعد همه چیزو باز سرمایه کار کنیم و اضافه کنیم
یادمه بهم میگفتیم حاضریم 2سال سخت ترین کارها رو انجام بدیم اما بعدش یه چیزی داشته باشیم
این همون کاره
قول میدم اگه دو سال فقط محکم کار کنیم از زمین بلند بشیم
شکرت خدا
خودت دستمون و بگیر
تو که دیدی بنده هات با ما چیکار کردن...
برچسب:
نویسنده: کیانوش بهرامی